تبليغاتX
سپهر ِنازنين - شروعي دوباره
کوچه پس کوچه های دل
 شروعي دوباره
هنوز روي سنگ فرش كوچه‌هاي خيال بچگيم، 

 با پاهاي برهنه راه مي‌رم،

ياد روزهاي بچگي،

تو آفتاب داغ تابستون،

ته دنج و خلوت كوچه بن‌بست مهربونمون،

زير سايه‌هاي سبز درخت‌هاي توت و گردو و چنار،

گوارايي خنكاي سنگارو،

با همه تنم حس مي‌كنم.

 چقدر براي روزاي بچگيمون تنگه دلم،

ياد فرار از خواب ظهر تابستون،

دزدكي رفتن تو حياط و پريدن توي حوضو

نديدن چشمايي كه هميشه مراقبمون بودن

 براي صاحباي اون چشما هم تنگه دلم

آه حسرت و دوري، از كسايي كه همه دلخوشيشون، ماها بويدم

و الآن همه يادش بخير حرفاي ما شده‌اند.

 

|+| نوشته شده توسط شبنم در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا